قسمت دوم - استاد چن فاکه
فاكه در ۲۰ سالگي در مسابقه اي از مبارزات ووشو كه در شهر نزديك روستاي او برگزار شده بود شركت میکند که هيچ حريفي نمي تواند در مقابل او مقاومت نمايد. كم كم آوازه و شهرت او در منطقه پيچيده و خبر ظهور اين پديده به گوش فرمانروا هان فو جو (Han Fu Ju) میرسد. فرمانروا پیکی را نزد چن فرستاده و از او دعوت میکند تا به مقر فرمانروایی او رفته و مقام استاد ارشد هنرهای رزمی آنجا را بر عهده بگیرد . چن صراحتا این پیشنهاد را رد میکند که این کار او حاکم را بخشم آورده و با اشاره ای به یکی از مردان خود دستور میدهد تا با نیزه به گلوگاه چن حمله کند
چن که کاملا غیر مسلح بود ، منتظر رسیدن نوک نیزه مانده و آنگاه با نشستی ناگهانی و با نیروی چرخشی تای چی ، دایره ای را در هوا با دستانش ترسیم کرده و دسته نیزه را محکم میگیرد . سپس با پیچشی مختصر و با انتهای نیزه ، ضربه ای به مرد حمله کننده وارد می آورد که او را چند متری به عقب پرتاب میکند. حاکم راضی نشده و از چن میخواهد تا در وسط دایره ای بایستد و دستهایش را در پشت بدنش نگهدارد. آنگاه از چن میپرسد آیا میتواند از پس حمله یکی از مربیان ووشو که با شمشیر پهن به او حمله میکند ، برآید. چن پاسخ میدهد : " میتوانید آزمایش کنید ". وقتی آن مربی با تیغه شمشیر خود به چن حمله میکند ، چن فاکه بدون آنکه از دایره خارج شود ، حمله را مهار کرده و با اجرای تکنیکهای " دو موج " و " دو لگد " از فرمهای چن تای چی چوان ، شمشیر را از دست حریف خارج کرده و او را مغلوب مینماید.

چن فاکه در سال ۱۹۲۸ میلادی بنا به دعوت چن ژائوپی (Chen Zhaopei) نوه عمویش ، به شهر پکن میرود تا به آموزش تای چی چوان بپردازد. در آن زمان سه برادر بنام " لی (Li) " در پکن زندگی میکردند که در هنرهای رزمی شهرت فراوانی داشتند. برادران لی بسیار متکبر و مغرور بودند و برای تای چی چوان خانواده چن اهمیتی قائل نبودند. وقتی برادران لی خبر ورود چن فاکه به پکن را دریافت میکنند ، از وی برای مبارزه دعوت بعمل میآورند. چن وقتی به خانه آنها میرسد که هر سه برادر درخانه بودند. ابتدا برادر بزرگتر که قد بلند و چهارشانه بوده است ، با نخوت و لحنی توهین آمیز شروع به صبحت کرده و در حمله به چن پیش قدم میشود. چن با حرکتی برق آسا و فریاد " ها " ، برادر بزرگتر را به لبه پنجره کنار در میکوبد و دو برادر دیگر با دیدن این صحنه ، جرات نمی کنند هیچ حرکتی از خود نشان دهند. پس از این اتفاق ، شهرت چن فاکه در پایتخت می پیچد بطوریکه او دیگر قادر نبوده جمعیت مراجعین را برای فراگیری تای چی چوان ، مهار کند.

در بین مراجعین علاقمند برای یاد گیری تای چی چوان ، " شو یوشن (Xu Yushen) " که بعدها رئیس مرکز ووشوی بی پینگ (Beiping) شد و اساتید مطرحی همچون " لی جیان خوا (Li Jianhua) " و " شن جیاژن (Shen Jiazhen) " هم حضور داشتند. آنها نزد چن آمده و درخواست مبارزه دوستانه ای میکنند و در حین مبارزه بر مهارت بالای چن ، صحه گذاشته و از او میخواهند هنر خود را به آنها نیز آموزش دهد. " یانگ شیائولو (Yang Xiaolou) " هنرپیشه معروف اپرای پکن که در حرکات کونگفو مهارت داشته و نقش قهرمانان اساطیری را روی صحنه ایفا میکرد نیز از چن میخواهد تا استاد کونگفوی او باشد. شاگردان چن ، متفق القول به مهارتهای ناب استاد خود معترف بودند و بهمین مناسبت ، یک جام نقره با کنده کاری " بزرگترین استاد تای چی " بصورت جمعی به او اهدا مینمایند. چن فاکه پس از آن ، مرکز آموزش ووشوی خود را در پکن دایر نموده و بتدریج به گسترش تای چی چوان خانواده چن میپردازد.
ادامه دارد........
سلام دوستان...سالها پیش خیلی اتفاقی با ورزش تای چی چوآن،که یکی از سبکهای نرم درونی ووشو هست، آشنا و یه تایچی کار شدم ...اما به خاطر علاقه بسیار به این ورزش، و همچنین ناشناخته بودن آن در میان بانوان تصمیم گرفتم این وبلاگ رو ایجاد کنم تا به کمک اساتید بزرگ تای چی چوآن،(البته اگه لطف کنن و اینجا را قابل بدونن )اینجا را جایگاهی سازم برای شناخت هرچه بیشتر تایچی، یکی از هنرهای رزمی زیبا و دور از خشونت !