گر کسي در حقّ کسي نيک گويد, آن خير و نيکي به وي عايد مي شود و در حقيقت, آن ثنا و حمد به خود مي گويد. نظير اين, چنان باشد که کسي گِرد خانۀ خود گلستان و ريحان کارد. هر باري که نظر کند, گل و ريحان بيند. او دايماً در بهشت باشد. چون خو کرد به خير گفتن مردمان, چون به خير يکي مشغول شد, آن کس محبوب وي شد, و چون از ويَش ياد آيد محبوب را ياد آورده باشد. و ياد آوردن محبوب, گل و گلستان است و روح و راحت است. و چون بدِ يکي گفت, آن کس در نظر او مبغوض شد. چون ازو ياد کند و خيال او پيش آيد, چنان است که مار يا کژدم يا خار و خاشاک در نظر او پيش آيد. اکنون چون مي تواني که شب و روز گل و گلستان بيني و رياض ارم بيني, چرا در ميان خارستان و مارستان گردي؟ همه را دوست دار تا هميشه در گل و گلستان باشي. و چون همه را دشمن داري, خيال دشمنان در نظر مي آيد, چنان است که شب و روز در خارستان و مارستان مي گردي.